محسن عباس نژاد

77

قرآن و طب ( فارسى )

سلولها نيز همزمان تحويل خون مىگردد تا آنها را از طريق كليه‌ها ، ريه‌ها و روده‌ى بزرگ دفع نمايد . در كليه‌ى اين مراحل قلب ، دستگاه گردش خون ، مغز و اعصاب نيز مشاركت دارند . مىبينيم كه عمل غذا خوردن با بلعيدن لقمه پايان نمىپذيرد بلكه اين اولين مرحله‌ى كار است . با بلعيدن لقمه ، تمام دستگاههاى بدن وارد فعاليت مىشوند تا عمل هضم و جذب به نحو مطلوب انجام پذيرد . هر چند اكثر افراد در انجام فعاليت‌هاى روزانه خود چه بدنى باشد و چه روحى و فكرى كوتاهى مىكنند ، تعداد كمى نيز با فرودادن بىحساب مواد غذايى در مشغول كردن معده‌ى خود قصور مىورزند . لذا دستگاه گوارش را مىتوان پركارترين دستگاه بدن ناميد . و همان‌طور كه استراحت براى اعضاى مختلف بدن لازم و ضرورى است ، براى دستگاه گوارش نيز امرى حياتى و واجب است . و چه بهتر اين است كه استراحت از طريق پيروى از يك برنامه ثابت غذايى و در طول يك ماه باشد تا به فوايد و دست‌آوردهاى غير قابل انكار و بسيارى نايل شويم ، از جمله : 1 - خلاصى بدن از چربىهاى متراكمى كه در صورت افزايش تبديل به بيمارى چاقى مىشود . گرسنگى بهترين روش درمان بيمارى چاقى و آب كردن چربى هاى اضافى بدن است . و از طرفى انسان را از عوارض زيان‌آور جنبى داروهايى كه اشتها را كم مىكنند ، مصون مىدارد . 2 - دفع فضولات و سموم متراكم در بدن . 3 - فرصت دادن به سلولها و غدد بدن براى تجديد قوا و انجام وظايف خود به نحو مطلوب و كامل . 4 - استراحت نسبى كليه‌ها و دستگاه ادرار . 5 - كاهش رسوبات چربى در شريانها و پيش‌گيرى از تصلب شرايين . 6 - گرسنگى باعث مىشود كه پس از پايان روزه بدن از خود واكنش نشان دهد . اين واكنش به صورت ميل به غذا و نشاط و فعاليت و تحرك است . در حالى كه قبلا خوردن غذا به صورت يك عادت خسته‌كننده درآمده بود . اگر آداب روزه را همان‌طور كه شارع مقدس تكليف فرموده و رسول خدا « صلى عليه و آل و سلم » براى ما سنّت قرار داده بجا آورده شود ، مىتواند بهترين روش درمانى با گرسنگى باشد . روشى كه اروپائيان در اين اواخر به اهميّت آن پى برده‌اند . در همين رابطه يك پزشك اتريشى به نام پارسيلوس مىگويد : « ممكن است فايده‌ى گرسنگى در معالجه برتر از كاربرد دارو باشد » . پزشك ديگرى به نام دكتر هلبا ( Helba ) بيماران خود را چند روز از غذا خوردن منع مىكرد و سپس براى آنها غذاهاى سبك تجويز مىنمود . علّت كارآيى روزه در معالجه را مىتوان به دليل روى آوردن بدن به مصرف مواد غذايى ذخيره شده در خود دانست . در صورت كاهش ورود مواد غذايى از خارج به بدن ، رژيم غذايى شديدى در بدن حكمفرما خواهد شد . سپس بدن براى زنده ماندن خودخورى را آغاز خواهد كرد و اين كار را به ترتيب با مصرف ذخاير مواد قندى ، چربىها ، بافتهاى پروتئينى از كار افتاده و . . . شروع خواهد كرد . ملاحظه مىكنيم كه درمان با روزه بر از بين بردن بافتهاى مريض و از كارافتاده تكيه دارد كه بعد از روزه مجددا ترميم خواهند شد . شايد به همين دليل باشد كه عده‌اى و از جمله دكتر « باشوتين » معتقد باشند كه روزه مىتواند جوانى را به انسان بازگرداند . از طرفى ديگر روزه مىتواند تأثيرات نيكويى بر روح انسان نيز داشته باشد كه به صورت رقت احساس و عواطف ، خيرخواهى ، دورى از جدل و درگيرى و دشمنى با ديگران ظاهر مىشود . روزه دار احساس مىكند روحى متعالى و فكرى بلند دارد و